سایت رسمی هیئت محبان الجواد(ع) افتتاح شد
لطفا جهت عضو شدن و بازدید به سایت زیر مراجعه کنید. التماس دعا...
یکشنبه شب ها آدرس: تهران خ17شهریور چهارراه دروازه دولاب، خ شهیدشیرازی( آبشار) کوچه عباسی بیت الجواد
سایت رسمی هیئت محبان الجواد(ع) افتتاح شد
لطفا جهت عضو شدن و بازدید به سایت زیر مراجعه کنید. التماس دعا...
علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا
از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی؟ ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف واظهارمی کنندکه هرچه دارند ازکراماتی اسن که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که درجشن ها وایام سرور مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم سوگواری می گرفتیم، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت زهرا(س)اول شب نمازمغرب و عشاء می خواندیم و یک شربتی می خوردیم و مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم.یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که نجف آبادی بود معدن ذوق بود او که می آمد من به الکفایه قطعا به وجود می آمد وجلسه دست او قرار می گرفت.
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد(10 الی 20 مرداد)که ما خرماپزان می گوییم، نجف با 25 ویا 35 درجه خیلی گرم می شد.آن سال در اطراف نجف با تلاقی درست شده بود و پشه هایی به وجود آمده بود که، عربهای بومی را اذیت می کرد.ما ایرانیها هم که، اصلا خواب و استراحت نداشتیم آن سال آنقدر گرما زیاد بود که اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرقبود. تقریبا هم مخروبه بود. من فروردین را در آنجا به طور طبیعی مطالعه می کردم ومی خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود گرما واقعا کشنده بود وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارمثل این بود که وردست نانوا نان را از داخل تنور برمی دارم در اقل وقت و سریع!
با این تعاریف این جشن افتاده بودبه این موقع در بغداد وبصره ونجف گرما تلفات هم گرفته بود ما بعد از شب نشستیم شربت هم درست شد آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که کتابی هم نوشته به نام «شناسنامه خر» آمد مدیر مدرسه مان مرحوم آقا سیداسماعیل هم آنجا بود به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی گذره حرفی داری بگو ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد. عکس یک دختر بود که زیرشنوشته بود «اجمل بنات عصرها» زیباترین دختر روزگار گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج کنید از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد و هزار سال هم زندگی کنید با کمال خوشرویی و بدون غصه یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید. کدام را انتخاب می کنید. سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود وزیارت علی(ع) هم مستحبی گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید عجله نکنید.درست جواب دهید اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت ونگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سیدمحمد! ما یک چیزی بگوییم، نری به مادرت بگویی ها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده.
کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا( مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوییم. آقا فرمودند دیگه! نفرسوم گفت:آقا شیخ حیدر این روایت ا زامام علی(ع) معروف است که فرموده اند: «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هرکسی بمیرد مرا ملاقات می کندپس ما انشالله در موقعش جمال علی(ع) رات ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده خوب اهل ذوق بودند واقعا سوال مشکلی بود
یکی ازآقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صددرصد؟ آقاشیخ حیدر گفت: بلی. گفت: والله چه عرض کنم(باز هم خنده حضار) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من دیدم که نمی توانم نگاه کنم. کاغذ را رد کردم به نفر بعدی گفتم: من یک لحظه دیدار علی(ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچون حالتی ندیده بودم.
شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم حالت غیرعادی حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم. یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته درصدر مجلس تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی(ع) نوشته اند دراین مرد موجود است. یک جوانی پیش من درسمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت:این آقا خود علی(ع) است من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون رفتم همان جلسه کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم رنگم پریده بود نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمدتقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم. اگر بگم عیششون به هم می خوره اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.خدا رحمت کند آقاسیداسماعیل(مدیر)را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت: آقا دیگر از این شوخی ها نکن.ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.
منیع: سایت علمی دانشجویان ایران


شهادت مادرمان حضرت زهرا(س) افسانه نیست
عزاداری شهادت صدیقه طاهره حضرت فاطمه الزهرا(س)
شنبه ۲۵/۰۲/۸۹ تا دوشنبه ۲۷/۰۲/۸۹ از ساعت ۲۱ ضمنا مراسم ظهر شهادت بعداز نماز ظهر و عصر
سخنران: حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد سعیدی
مکان: تهران- خ۱۷شهریور- چهارراه دروازه دولاب - خ آبشار- کوچه عباسی- بیت الجواد(ع)
این فاطمیون
هنوز رحلت جانسوز رحمه العالمین بردلها سنگینی می کرد که تند باد خزان وزیدن گرفت وگل یاس گلزار نبوی توسط جرثومه فساد و سقیفه نویسان جاهل و مزدور پرپر شد. آسمان مدینه تیره وتار گشت وماتم وسکوت همه شهر را فرا گرفت. غمی عظیم قلب بزرگ مرد عالم بشریت، اما تنها ومظلوم را به درد آورد طوریکه هر وقت از آن کوچه عبور می کرد یاد گوشواره های شکسته و روی نیلی، هنگامیکه درب نیمسوخته را می نگریست یاد محسن شهید وپهلوی شکسته وهنگامیکه بستر خونی محبوبه حق را نظاره می کرد یاد وصیت فاطمه اش می افتاد. آنروزی که بالای سرهمسرش نشسته بود و اشک میریخت و فاطمه(س) با دست شکسته به زحمت اشک چشم علی (ع) را پاک میکرد ومیگفت از پدرم شنیدم اشک چشم مظلوم شفای هر درد است و با صدایی لرزان می گفت علی جان! غسلنی، کفنی و دفنی باالیل. علی جان! برایم آرام آرام یاسین بخوان و من هم آرام آرام می خوابم چون پدرم نبی اکرم(ص) و تمام انبیاء ایستاده اند تا من هم به آنها ملحق شوم.

عزاداری شهادت حضرت زهرا(س)
یکشنبه۵/۲/۸۹ الی سه شنبه ۷/۲/۸۹ ساعت شروع:۹شب
مکان:خ ۱۷شهریور اتوبان شهیدمحلاتی(آهنگ) گیلکی شمالی(مینا سابق) کوچه شهیدبرقی منزل برادر اسماعیلی
هیئت محبان الجواد(ع)

جشن میلاد شریکه الحسین(ع) حضرت زینب کبری(س)
یکشنبه۲۹/۰۱/۸۹ ساعت۲۱
مکان:
خ۱۷شهریور،چهارراه دروازه دولاب،خیابان شهیدشیرازی(آبشار)کوچه عباسی
بیت الجواد(ع)
خاطره میرکریمی از دیدار با رهبرانقلاب در هواپیما
محمدرضا سرشار درسایت شخصی خود خاطره ای از دیدار رضا میرکریمی نویسنده وکارگردان سینما با رهبرانقلاب را نقل کرده است: حدود دو سال پیش، درسفری به مشهد، با آقای رضامیرکریمی نویسنده و کارگردان سینما همراه شدیم. در راه، صحبت از ساده زیستی رهبرانقلاب حضرت آیت الله خامنه ای شد. آقای میرکریمی خاطره ای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیارجالب و روشنگر بود. به نظرم رسید بیان آن، برا ی دیگران نیز بتواند روشنگر برخی مطالب باشد. آقای میرکریمی می گفت(نقل به مضمون) یک بار- دریکی از همین سفرها توی هواپیما نشسته بودم ودر خودم بودم که دبدم در قسمت جلو هواپیما انگار وضیعت متفاوتی است.به این معنی که، کسانی را می دیدم که از جاهای مختلف هواپیما، یکی یکی به قسمت جلو می رفتند. آنجا کناریکی از صندلی ها می نشستند.با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی می گفتند ومی شنیدند.بعد، خوشحال وراضی، برمی گشتند وسرجایشان می نشستند.
کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. ازیکی از کسانی که از آنجا برمی گشت، موضوع را پرسیدم. گفت: کسی که انجا نشسته، مقام معظم رهبری است. هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم.به قسمت جلو هواپیما رفتم واز فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم: می شود رفت، با آقا صحبت کرد؟ گفت: بله. قدری صبرکن تا کسی که پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود.
از فرصت استفاده کردم وپرسیدم چراآقا با پرواز عمومی به مشهد می روند؟! گفت: آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پروازاختصاصی می روند. سفرهای شخصی ( که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهداست)را مثل همه مردم، با پروازهای عمومی می روند. پرسیدم: یعنی می رود برایشان بلیط هم می خرید؟!گفت: بله مثل همه مسافرهای معمولی، برایشان بلیط می خرند. بدون اطلاع یا تشریفات خاص، می آیند سوارهواپیما می شوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز ومسافران، متوجه حضور ایشان می شوند.
صبرکردم تا صحبت نفرقبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی کردم و ...
با خودگفتم: از کسی که عمری راببه سادگی وبا حداقل امکانات مادی زیسته واکنون رهبری انقلابی ترین نظام ها ی سیاسی و البته مذهبی جهان را برعهده دارد، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیت المال وقائل شدن مرز وتفاوت بینکار شخصی وکارحکومتی نیز انتظارنمی رود. کاش دیگر مسئولان نظام،خاصه آنان که این لباس مقدس را که در حقیقت لباس رسول اکرم(ص) است. برتن دارند هم، لااقل نصف ایشان در رعایت مسائل مالی وامکانات بیت المال، خدا را در نظرمی گرفتند و تقوا می ورزیدند.
تاثیر شگفت ذکر« الله»
یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله الله و تکرار آن، موجب آرامش روحی می شود واسترس ونگرانی را از بدن انسان دور می کند و به تنفس نظم و ترتیب می دهد. همچنین بر روی افراد افسرده و ناامید و نگران تاثیری چشمگیر عجیب دارد.
این پژوهشگر هلندی می گوید: «ا زنظر پزشکی برایم ثابت شده که حرف الف که کلمه الله باآن شروع می شوداز پخش بالایی سینه انسان خارج شده وباعث تنظیم تنفس می شود، بویژه اگر تکرار شود واین تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می دهد حرف لام که حرف دوم الله است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه الله تشدید دارد در تنظیم و ترتیب تنفس تاثیر گذار است. اما حرف «ه» حرکتی به ریه می دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تاثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می شود.

متن كامل پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب به شرح زير است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
«يا مقلّب القلوب و الأبصار. يا مدبّر اللّيل و النّهار»؛ اى دگرگونكنندهى دلها و ديدها! اى ساماندهندهى به روز و شب! «يا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گردانندهى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترين حالها تبديل فرما .
تبريك عرض ميكنم عيد سعيد نوروز و آغاز سال نو را - كه آغاز بهار و سرزندگى طبيعت است - به همهى همميهنان عزيز كه در سراسر كشور پهناور عزيز ما زندگى ميكنند، و همچنين به همهى ايرانيانى كه در هر نقطهاى از جهان هستند و چشم اميد و انتظار به كشور عزيزشان دوختهاند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجانگذشتهاى كه براى هدفهاى عالى انقلاب و كشور فداكارىهاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مايه گذاشتند و جوانان خود را تقديم انقلاب و سربلندى كشور كردند؛ به خانوادههاى عزيز شهيدان، به جانبازان و خانوادههاى فداكار آنها و به همهى ايثارگران و كسانى كه براى سربلندى كشور تلاش ميكنند و كار انجام ميدهند. و درود و سلام ميفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان كه سلسلهجنبان اين حركت عظيم مردمى و مايهى پيشرفت و اعتلاى كشور بزرگ اسلامى ايران بودهاند.
عيد نوروز، آغاز رويش است. اين رويش همچنان كه در طبيعت محسوس است، ميتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حركت رو به پيشرفت ما نيز خود را مجسم و نمايان كند. نگاهى بيندازيم به سال 88 كه اكنون به پايان آن رسيدهايم. اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصههائى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى ميشد.
در آغاز سال 88 مردم با حضور بىسابقهى خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطهى برجسته و اوج به حساب مىآمد. در طول ماههاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشتساز، حضور خود، ارادهى خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند.
تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه ميشود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همهى تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كردهاند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئهى بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بىنظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربهاى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايهى سربلندى ملت ايران است.
در سال 88 ملت خوش درخشيد؛ مسئولين هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. اين تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدير است. بر همهى ناظران منصف فرض است كه از اين تلاشها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصههاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند. در عرصهى علمى، در عرصهى صنعتى، در فعاليتهاى اجتماعى، در سياست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولين كشور كارهاى بزرگى را انجام دادهاند. خداوند به همهى آنها اجر عنايت كند و توفيق پيشرفت مرحمت بفرمايد.
آنچه كه از ملاحظهى وضعيت موجود كشور و ظرفيتهاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، ميشود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام دادهايم، آنچه مسئولين و مردم انجام دادهاند، در مقابل آنچه كه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاشها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام دادهايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه ميخوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه ميفرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نميفرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض ميكند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همهى عرصهها به بهترينها دست پيدا كند.
امسال براى اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاى شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفهى ماست، انجام بدهيم، براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكمتر و پرتلاشتر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همهى عرصهها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكمتر، راههاى نرفتهاى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود انشاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.
بايد به خداى متعال توكل كنيم؛ از خداى متعال استمداد كنيم و بدانيم كه زمينه براى كار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعهى ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت كنيم. انشاءاللَّه راهها هموار خواهد شد؛ موانع، كوچك خواهد شد و كمك الهى و نصرت الهى، ملت ما و كشور ما و مسئولين ما را همراه و زير سايهى خود خواهد داشت.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
فرا رسیدن بهار طبیعت مبارکباد.
انشا الله امسال سال فرج امام زمان(عج) باشه.....

نهم ربیع الاول آغاز امامت حضرت صاحب الزمان(ع)
برتمامی شیعیان جهان و رهبرمعظم انقلاب
تبریک و تهنیت باد.
ماپرتو ذات علی(ع) درسینه داریم
از دشمن مولا، به دلها کینه داریم
پیامبر اعظم (ص) می فرماید:
هرکسی پایان ماه صفر را خبردهد بهشت بر او واجب
است. بشارت باد برشما که ماه صفر به اتمام رسید.
حلول ماه ربیع الاول ماه شادی وسرور اهل بیت(س) برشما مبارک باد.

دهه ســــوم مـــاه صفــــرالمـظفر
سخنران: حجت الاســلام والمسلمین حاج مـحمد ســعیدی
زمان: جمعه۱۶/۱۱/۸۸ الی دوشنبه۲۵/۱۱/۸۸ ساعت شروع: ۲۱:۳۰
مکـــــــــان: بــیت الــــجواد(ع)
روز شمار وقایع انقلاب در سال ۱۳۵۷
۱۰ فروردین
در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد طی اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت رهبران انقلاب (در راس آنها سید روحالله خمینی) شدند.
۲۵ اردیبهشت
در پی اوجگیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ، دولت جمشید آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.
۱۵ خرداد
به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.
۲۱ مرداد
درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.
۲۵ مرداد
اعلام حکومت نظامی توسط دولت جمشید آموزگار.
۲۸ مرداد
آتش سوزی در سینما رکس آبادان. (که مصببان اصلی این حادثه مذهبیون طرفدار سید روحالله خمینی بودند)
۵ شهریور
سقوط دولت جمشید آموزگار و تشکیل دولت شریف امامی.
۱۷ شهریور
این روز (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بعدها به جمعه سیاه مشهور شد، در این روز راهپیمایی و اعتراضات مردم در میدان ژاله (شهدای فعلی) تهران به خشونت کشیده شد و عده زیادی کشته و مجروح شدند.
۲ مهر
منزل سید روحالله خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید.
۳ مهر
حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.
۱۰ مهر
به دلیل افزایش فشارها در عراق خمینی تصمیم به ترک این کشور و ورود به کویت گرفت، اما دولت کویت به وی مجوز ورود نداد.
۱۳ مهر
در پی جلوگیری از ورود سید روحالله خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت وی به نجف، با تقاضای دولت وقت شاهنشاهی، خمینی به فرانسه تبعید میشود.
۱۷ مهر
تغییر مکان سید روحالله خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو.
۱۹ مهر
اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آغاز گردید.
۲۹ مهر
اعتصاب کارکنان صنعت نفت.
۸آبان
آیتالله طالقانی (یکی از رهبران انقلاب) از زندان آزاد شد.
۱۰ آبان
ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.
۱۳ آبان
تظاهرات دانشآموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.
۲۳ دی
به دستور سید روحالله خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.
۲۶ دی
محمدرضا شاه پهلوی ظاهراً به منظور معالجات پزشکی کشور را ترک کرد و دیگر به ایران بازنگشت. بعدها این روز را در تقویم ایران بهعنوان روز فرار شاه نامیدند.
وی در آخرین مصاحبه خود در خاک ایران (در فرودگاه مهرآباد) چنین گفت:
محمد رضا پهلوی: یک مدتی است که احساس خستگی میکنم و احتیاج به استراحت، ضمنا هم گفته بودم تا خیالم راحت بشود و دولت مستقر بشود بعد مسافرت خواهم کرد.
خبرنگار:اعلی حضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
محمد رضا پهلوی: بستگی به حالت مزاجی من میتوانم بگویم دارد.
خبرنگار:نخستین نقطهای که اعلی حضرت تشریف فرما میشوند کجا خواهد بود؟
محمد رضا پهلوی: فکر میکنم به آسوان (مصر) برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.
(در ادامه) :حرفی غیر از حس وضعیت مملکت و انجام وظیفه براساس میهن پرستی ندارم.
۳ بهمن
شورای سلطنت که برای حفظ نظام سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.
۴و۵ بهمن:
دولت بختیار به منظور جلوگیری از حضور سید روحالله خمینی در کشور به مدت سه روز فرودگاههای کشور را بسته اعلام کرد.
۹ بهمن
فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.
۱۲ بهمن
ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه آیتالله خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران شد.
فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راهپیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد.
نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.
آیتالله خمینی در بهشت زهرا حضور یافت و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب به سخنرانی پرداخت. ۱۶ بهمن
بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت حکومت میکند.
آیتالله طالقانی گفت: ما رهبران اسلامی داعیه حکومت نداریم.
۱۷ بهمن
بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، سید روحالله خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.
دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.
۱۹ بهمن
نیروی هوایی ارتش با آیتالله خمینی پیمان بستند
۲۰ بهمن
طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) دست به تظاهرات زدند.
ساعت ۹ شب سربازان گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خیابان دماوند) حمله نمودند.
۲۱ بهمن
دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود.
سید روحالله خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمود.
۲۲ بهمن
با اعلام بیطرفی تمامی نیروهای نظامی، حکومت سلطنتی ایران (پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.
۹ اسفند
به موجب فرمان سید روحالله خمینی، تمام اموال منقول و غیر منقول سلسله پهلوی و مقامات اسبق لشکری و کشوری، در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت.
بختیار در پیام تلفنی به مدرسه با امیر انتظام سخن گفت و تاکید کرد که بعد از ظهر برای دادن استعفا به ملاقات مهندس بازرگان میرود
۱۰ اسفند
آیتالله خمینی تهران به مقصد قم ترک کرد ولی ۱۱ ماه بعد به علت بیماری قلبی در ۲ بهمن ۱۳۵۸ به تهران بازگشت.
مدیر عامل شرکت نفت اعلام داشت واژه کنسرسیوم از فرهنگ ایران حذف میشود.
۱۴ اسفند
کمیته امداد (یکی از نهادهای انقلابی) به دستور سید روحالله خمینی به منظور انجام امور عام المنفعه تشکیل شد.
۱۷ اسفند
در سرمای سخت و بارش برف هزاران زن در تهران تظاهراتی به مناسبت روز زن بر پا داشتند که در عمل به تظاهرات ضد حجاب تبدیل شد. این تظاهرات که در دانشگاه تهران بر پا شده بود و به پیشنهاد سخن رانان به راهپیمایی انجامید ؛ اما در میدان ولیعصر گروهی از مردان مسلمان و زنان با حجاب راه را بر راهپیمایان که عموماً بی حجاب بودند بستند و کار به زد و خورد کشید.
